حسين بن حسن خوارزمي
795
شرح فصوص الحكم
العالم أعلاه و أسفله لسريان النفخة في الجوهر الهيولاني في عالم الأجرام خاصة . در فص عيسويه گذشت كه نسبت طبيعت به نفس رحمانى چون نسبت صورت نوعيهء چيزى است بدان چيز . و عقل اگر چه تمييز مىكند در ميان شيء و صورت نوعيه اش ، اما چون در حقيقت صورت نوعيه عين آن چيز است ، شيخ قيد « على الحقيقة » كرد . و دليل اين مدعى و تعليل اين دعوى آن كه در نفس رحمانى منفتح مىشود صور عالم أجسام اعلى و اسفل او . يعنى صور نوعيه اى كه عالم جسمانى راست موجود است در نفس ، و آن صور به منزله افراد است مر مطلق طبيعت كليّه را . و اين معنى مبيّن گشته است كه صور نوعيهء هر چيز عين آن چيز است در وجود . پس طبيعت كليّه عين نفس رحمانى باشد و انفتاح صور عالم در نفس رحمانى از براى سريان نفخهء الهيه است در جوهر هيولانى ، كه قابل است صور أجسام را خاصة . و عالم را به عالم أجسام قيد كرديم اگر چه عالم أرواح نيز صور منفتحه است در نفس رحمانى از براى قول شيخ كه مىگويد : و أما سريانها لوجود الأرواح النورية و الأعراض فذلك سريان آخر . يعنى : سريان در وجود أرواح نوريه ، كه مجرّداتند ، و در اعراض سريان ديگر است ، زيرا كه سريان نفس در همهء جواهر روحانيه به واسطهء سريان طبيعت جوهريه است در وى ، نه به واسطهء هيولاى جسميه . و در اعراض به واسطهء عرضيتى است كه مظهر است نفس تجلى الهى را از براى ظهورش . ثم إنه صلَّى الله عليه و سلَّم [ 332 - پ ] غلَّب في هذا الخبر التأنيث على التذكير لأنه قصد التهمّم بالنساء فقال « ثلاث » و لم يقل « ثلاثة » بالهاء الذي هو لعدد الذكران . يعنى : رسول - صلَّى الله عليه و سلَّم - در حديث « حبّب إليّ من دنياكم ثلاث » ، تأنيث را بر تذكير تغليب كرد و « ثلاث » گفت نه « ثلاثة » به « هائى » كه علامت عدد ذكران است از براى قصد تهمّم به نساء ، إذ همّه فيها . چه اهتمام او به شأن نساء بيشتر بود . ذكر الطيب و هو مذكر ، و عادة العرب أن تغلَّب التذكير على التأنيث فتقول